سازه انگاری(constructivism)از رویکردی نوین (به عنوان یک مکتب)در نظام بین الملل می باشد که از دهه 80 19-90 میلادی در،طبیعتا غرب شکل گرفت .این مکتب که اگر به محتوای آن توجه شود متوجه می شویم از علوم اجتماعی سر بر آورده است ،ابتدا در علوم اجتماعی مطرح شد .از پیشروان سازه انگاری و کسی که می توان گفت از بنیان گذاران این مکتب می باشد می توان الکساندر ونت را نام برد .این مکتب بطور جدی باکتاب ((نظریه اجتماعی سیاست بین الملل))توسط ونت برای به نقد کشیدن کتاب((نظریه سیاست بین الملل))کنت والتز بنیانگذار نوواقع گرایی مطرح شد .ونت پارادایم های نو واقع گرایی نظیر عقلانیت محوری را به چالش کشاند و مدعی شد که صرف عقلانیت نمی تواند جواب گوی روابط انسانها و یا بازیگران با هم باشد ،البته این به معنای پذیرفتن اندیشه های لیبرالیستی،پوزیتیویستی نیست . در کل ونت و مکتب سازه انگاری در تحلیل رویدادها و تبیین اندیشه های خود به "میانه روها"معروفند،بدین معنا که از هر دو مکتب رئالیستی و پوزیتیویستی گزاره هایی را میگیرند و می پسندند و بعضی دیگر را نفی می کنند.
هدف سازه انگاری می تواند این باشد که بجای استفاده از زور و قدرت می توان در روابط بین الملل افزایش وابستگی متقابل ،احترام به ایده ها ارزشها و هنجارها چه در عرصه داخلی چه در عرصه خارجی برای به حداقل رساندن کشمکشها استفاده کرد .
سازه انگاری بجای"نظام بین الملل"به"جامعه ی بین المللی"توجه نشان می دهد ،این بدان معنا ست که سازه انگاران نگاهی غیر واقعگرایی به مسائل بین المللی دارند .مهمترین معیارهای سازه انگاران در تحلیل روابط بین الملل توجه به ایده،فرهنگ،هنجارها،قواعد،نمادها و حتی اشخاص می باشند ،تاجایی که آنها نهاد صلیب سرخ جهانی را که ابتکار یک فرد سوئیسی بود یه عنوان یک شخص در ساختار بین الملل تاثیر گذار می دانند .اگر چه آنها دولت را مهمترین علت در روابط بین الملل می دانند ولی به نقش عوامل غیر دولتی هم توجه دارند ،آنها در تحلیل سیستم بین الملل علاوه بر عوامل مادی اجتماعی به عوامل غیر مادی اجتماعی هم بها می دهند.
.مسئله ((هویت))در سازه انگاری با توجه به اینکه اساس این مکتب در "اجتماع"می باشد از مهمترین حوضه مطالعاتی این مکتب است که به معنای شناخت خود و انتظاری که از دیگران می توانیم داشته باشیم می باشد.
سازه انگاران را میتوان به چند طیف تقسیم کرد که در عادی ترین حالت به سازه انگاران متعارف و رادیکال تقسیم می شوند.
سازه انگاران متعارف معتقدند منشا ساختار اصلی سیاست بین الملل ساختارهای اجتماعی موجود می باشد و همچنین آنها به نقش آگاهی و بینش و شناخت در عرصه روابط ین الملل اهمیت می دهند و به این مسئله که قدرت و سلطه منشا از واقع گرایی دارد ساخته ی خود بشر هستند و نه درطبیعت موجودند. رادیکالها که از آنها به پست مدرنیسم هم یاد میشود سعی میکنند همه ی تفکرات و نظرات درباره ی فرهنگ، علم، هنر، ادبیات و...را که در مدرنیزم رخنمون بارز دارد به نقد بکشد و از ویژگیهایی که این گروه دارند می توان نقد عقل،مخالف وحدت،همگرایی،عدم ثبات در تعاریف را نام برد ،از طرفداران این گروه کسانی چون فوکو و دریدا را می توان نام برد .
سازه انگاری حاصل افکار لیبرالی و کمی پوزیتیویستیی می باشد که در اواخر قرن بیستم در غرب که مانند همه ی مکتب های غربی با رویکرد حاصل از تفکر غربی که البته تفکر غالب دنیای نوین می باشد شکل گرفت.
امروزه توجه به معیارهایی نظیراعتقاد،ایده،دانش،ارزش،هنجار،اصول و قواعد برای تحلیل سیاست بین الملل و نظام بین الملل و زیر شاخه های آن یک ضرورت بنظر می رسد چرا که صرفا توجه به، قدرت عریان ،توازن قدرت ،سلطه و امثالهم نمی تواند جابگوی نیازهای جامعه بین الملل امروز باشیم آن دورانی که صرف دولت(حداقل بعداز 1648 )به عنوان تعیین کننده رفتار بین المللی محسوب میشد و همه اندیشه ها بر محوریت آن شکل می گرفت تقریبا سپری شد.
نتیجه:سازه انگاری محصول اعتقاد تمدن غرب به پدیده های غیر مادی و غیر ابزاری برای تحلیل نظام بین الملل می باشد.این مکتب ها نشان دهنده ی آنند که باید به هر چیزی در بین انسانها و نهادها توجه شود که نمونه آن سازه انگاری می باشد . در این مکتب که مهمترین و شاید محوری ترین اندیشه آن((رسیدن به اخلاق و دیدگاهی جمعی زمانی امکان پذیر است که دولتها به هم احساس یگانگی بیشتری کنند)) را تشکیل می دهد،در نهایت به جایی ختم شود که همانند کانت به حکومت جهانی واحدی برسیم(!)
سازه انگاری علت وجودی خود را از مسائلی که در عصر حاضر به عنوان نماد تمدن بشری امروزی شناخته شده اند نظیر پست مدر نیسم سیاسی،نظریه انتقادی،نقد ادبی هنری، دیدگاهها و ایده های فرهنگی و رسانه ای گرفته است.
خِیرت ویلدرس (به هلندی: Geert Wilders) متولد ۶ سپتامبر سال ۱۹۶۳سیاستمدار هلندی و رهبر حزب آزادی هلند است. او عضو مجلس نمایندگان هلند از ۱۹۹۸ است. او از طرفداران سختگیری برای مهاجرت مخصوصاً از کشورهای غیرغربی است. ویلدرس ازدواج کرده اما دارای فرزندی نیست. وی در خانوادهای کاتولیک بزرگ شده است اما اکنون دیگر هیچگونه اعتقاد مذهبی ندارد. او که کوچکترین فرزند از چهار فرزند خانواده است پس از گذراندن دوران دبیرستان، به مدت دو سال برای کار به خاورمیانه سفر کرده بود. از آن پس به گفته خودش دست کم ۴۰ بار به اسرائیل سفر کرده است و ارتباطات خود را با آن کشور حفظ کرده است. اما با دیگر کشورهای منطقه رابطهای ندارد و اقرار میکند که هیچ دوست مسلمانی ندارد
فتنه بیش از اینکه یک فیلم مستند باشد، تیزری تبلیغاتی است که با اشارات مستقیمش قصد دارد آب رفته را به جوی غرب باز گرداند و به همین دلیل و دلایل دیگری که خواهم گفت، رو به اشاراتی مستقیم و تند می آورد. شاید خیلی تندتر و مستقیمتر از آیات شیطانی. و البته اینبار قرآن است که مورد هجمه قرار می گیرد یعنی آخرین قله اسلام که معجزه رسول الله است. و بازهم این رویکرد دلایلی دارد که خواهم گفت. اما من فیلم فتنه را با دو چشم متفاوت دیدم. یک چشم گریان و یک چشم خندان و گمان می کنم حس همه بینندگان مسلمان فیلم اینچنین باشد.
فیلم با صحنه دلخراش و تأثر انگیز پاره کردن صفحه ای از قرآن که فقط صدایش شنیده می شود به پایان می رسد. بعد از آن صدای کارگردان روی تصویر می آید که می گوید این صدای پاره کردن قرآن نبود، صدای پاره کردن صفحه ای از دفترچه یادداشتم است، اما اگر شما بخواهید می توانید قرآن را پاره کنید. و این یعنی بازی کردن با احساسات بیش از یک پنجم جمعیت جهان. و آن کاریکاتور مشمئز کننده ای که اینبار متحرک سازی شده و همسو بودن فیلمساز با آن موج دانمارکی – صهیونیستی را نشان می دهد. فیلم پر است از این صحنه های تحریک آمیز بسیار تند و مشمئز کننده و به اين شكل، فتنه ملغمه ای از حوادث و اتفاقات غلط و زشت و تغيير شكل يافته که سعی می کند همه آنها را به اسلام نسبت دهد تا در این آب گل آلود، تشخیص حق از باطل برای علاقه مندان غربی اسلام سخت شده و آنان را دچار تزلزل کنند. معروف است، اگر می خواهی چیزی را بزرگ کنی، ناجوانمردانه به او حمله کن و "فتنه" حقیقتاً حمله ای ناجوانمردانه و همه جانبه است.در یکی از صحنه های فیلم، جدولی بر تصویر نقش می بندد که آمار گروندگان به اسلام در صدسال اخیر در هلند و اروپا را نمایش می دهد. در این آمار تعداد مسلمانان هلند در کمتر از صد سال حدود بیست هزار برابرشده است. یعنی اسلام چنین رشد و تأثیری در غرب داشته که دشمن را به اعتراف و حرکاتی چنین انتحاری واداشته است؟! کمی سر ذوق می آییم! پس از آن فیلمساز به ارایه تیتر برخی روزنامه ها درباره اسلام می پردازد و با این که سعیش را در ارایه ضد اسلامی ترین مطالب به کار می گیرد، لکن باز هم نشانه هایی برای شادمانی در آن نمایان است. اما انتهای فیلم دیگر جای قهقهه است؛ سناتور- فیلمساز هلندی التماس می کند و حقیرانه خود را به آب و آتش می زند و اینچنین می نگارد که:
((مسلمانان شما را به اسلام می خوانند، اما اسلام راه مناسبی برای شما نیست!))
((دولت اصرار دارد که به اسلام احترام بگذارد!! اما اسلام به شما احترام نمی گذارد!))
((اسلام در حال قدرت گرفتن و تسلیم کردن است و سعی می کند بر تمدن غربی غلبه کرده و آن را نابود کند!))
((گرایش به اسلام را متوقف کنید!))
(( از آزادی دفاع کنید!))
((فتنه!))
اگر من تصمیم گیرنده بودم این فیلمساز را به جرم توهین به اسلام اعدام می کردم و بعدجهت خدمت بزرگش به اسلام ، هزینه کفن و دفنش را پرداخت می نمودم!!
اما دولتمردان جهان اسلام – دولتمردان، ايران هم جزو اينها هستند - زیاد ذوق زده نشوند! وقتی امام(ره) حکم ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد، این روزها را می دید.او به خوبی می دانست گسترش روزافزون اسلام با فتنه انگیزی های بسیار روبرو خواهد بود؛ چون اسلام به وسط میدان آمده بود و مبارز می طلبید. اکنون اسلام هم باید خود را ثابت می کرد و هم قدم های جهانیش را سریع تر بر می داشت و هم دستور پیش از موعدی را برای مقابله با فتنه ها فراهم می نمود.
امام(ره) با این پیش بینی امروز به حقیقت پیوسته، در پیام تاریخی اش فرمود:
(( به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم مؤلف کتاب آیات شیطانی که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ شده است؛ همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هرکس در این راه کشته شود،شهید است ان شاءالله. ضمناً اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته))
و پس از ایجاد شبهه لغو اعدام در صورت توبه سلمان رشدی، در پیام دوم تأکید کردند:
(( این موضوع صد در صد تکذیب می گردد؛ سلمان رشدی اگر توبه کند و زاهد زمان گردد بر هر مسلمان واجب است با جان و مال، تمامی هم خود را به کار گیرد تا او را به درک واصل گرداند. اگر غیر مسلمان از مکان او مطلع گردد و قدرت این را داشته باشد تا سریع تر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آنچه را در قبال این عمل می خواهد به عنوان جایزه یا مزد عمل به او بپردازند.))
این حکم به همه مسلمانان که احتمالاً حکام کشورهای اسلامی هم جزو آنان هستند، واجب بود و هنوز هم هست.
آنچه امروزه هر از چندگاهی دیده می شود نتیجه وادادگی جهان اسلام است؛ ابتدا با حرکت هایی خفیف و همراه با ترس در ادبیات با آثاری کمرنگ تر از آیات شیطانی آستانه تحریک مسلمانان را محک زدند و در ادامه انتشار کاریکاتورهای دانمارکی و در کمتر از یکسال باز شدن راه توهین ها به آثار مستند و تلویزیونی، که در همه این موارد واکنش ها نسبت به آیات شیطانی خفیف تر و برای غربی ها وسوسه انگیزتر بود.
امید آنکه تا دامنه این توهین های عریان به هالیوود و آثار سینمایی، انیمیشن و بازی های رایانه ای کشیده نشده شاهد وحدت و انسجام و غیرت هر چه بیشتر امت اسلامی در دفاع از اعتقادات و ارزش های خویش باشیم.
مستند ایرانی "فراتر از فتنه" كه توسط Ngo اسلام ومسیحیت در پاسخ به فیلم "فتنه" اثر ویلدرز نماینده صهیونیست پارلمان هلند ساخته و اكران آن در اینترنت آغاز شده است، حاوی معرفی كوتاه ۳ پیامبر الهی، برخی دیدگاههای اسلام در مورد انسان ها، اقلیت های مذهبی، زنان و علم آموزی است و نظرات برخی صهیونیستهای تندرو نیز در این فیلم نمایش داده شده است.
در بخش اول این فیلم ۳ آیه از قرآن كریم در معرفی حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع) و پیامبر رحمت و مغفرت حضرت محمد(ص) آورده شده و سپس دیدگاه اسلام درخصوص موضوعاتی مانند برابری انسانها از لحاظ نژاد و رنگ، حمایت از ضعفا به ویژه سفارشات در مورد همسایه و ارزش علم و فراگیری آن بیان شده است. در ادامه این فیلم تصاویری از آزادی اقلیت های مذهبی در اجرای مراسمات خود در ایران نمایش داده شده است. این مستند ۱۸ دقیقه و ۲۰ ثانیه ای در مورد حملات تندروهای جهان غرب به اسلام است و تصاویر غمباری از جنایات در فلسطین، لبنان، عراق، بوسنی و كوزوو نمایش داده شده است. همچنین اظهارات مسیحیان صهیونیست مانند بوش و جری فالول در حمله به اسلام ومسلمانان در این بخش منعكس شده است.در بخش پایانی این مستند، حركت مردم دنیا اعم از مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در مقابل این گروه شرارت و جنگ طلبان به نمایش گذاشته شده و با آیه ای از قرآن در دعوت به اتحاد كلمه بین اهل كتاب و پرستش خدای یگانه فیلم پایان می یابد.
دولت های امریکا از سال 2001 تا به حال تلاش گسترده ای به عمل آوردند تا حادثه حمله به برج های دو قلوی نیویورک را به نمادی از تروریسم اسلامی تبدیل کنند . رسانه های خبری غربی به ویژه امریکایی در القای این نماد به اذهان عمومی جهان نقشی کلیدی ایفا کرده اند . صنعت عظیم فیلم سازی امریکا ، هالیود که از ابزارهای امریکا در شکل دادن به افکار عمومی در سراسر جهان است، به نوبه خود به تحقق این هدف کمک شایانی کرده است. ولی به نظر می رسد به مرور زمان کنترل جریان اسلام هراسی از دست دولتمردان امریکایی به درآمده است . اقدام تری جونز، کشیش امریکایی در اعلام فراخوان قرآن سوزی شاهدی بر این مدعا است . وی از جمله افرادی است که نگرشش به اسلام محصول تبلیغات دولتمردان امریکایی است . این تبلیغات در گام اول تروریست ها را همان اسلام گرایان معرفی کرد و در گام دوم تروریسم و اسلام را معادل هم قرار داد . حال یک کشیش امریکایی که فرقه تحت رهبری وی تنها 50 نفر پیرو دارد، بر اساس همین تبلیغات، امریکایی ها را دعوت کرد که با سوزاندن قرآن به ظن خود مبانی فکری تروریسم را از بین ببرند . پیامدهای غیر قابل اجتناب بی حرمتی به کتاب مقدس بیش از یک میلیارد مسلمان در جهان دولتمردان امریکایی را به هراس افکنده است . زیرا این اقدام علاوه بر جریحه دار کردن احساسات مسلمانان ، آتش افراط گری را تیزتر خواهد کرد . اوباما نگران است که افراط گری های اسلام هراسان غربي، وجهه امریکا در جهان به ویژه کشورهای اسلامی را بیش از پیش مخدوش کند . به همین دلیل اوباما در سخنرانی اش به مناسبت 11سپتامبر تلاش نمود تا به اسلام احترام بگذارد و تروریست ها را نه مسلمانان که تنها گروهی انحرافی از اسلام بخواند .اما آنچه رئیس جمهوری امریکا در اظهارات دلجویانه اش به آن اشاره نکرد، نقش امریکا در تشکیل و فعالیت آن گروههایی بود که به گفته وی از اسلام منحرف شده اند . القاعده که برای امریکایی ها سمبل تروریسم اسلامی محسوب می شود،در حقیقتی محصولی امریکایی است. به عنوان مثال طالبان که در همین مجموعه می گنجد ساخته پرداخته استراتژی بود که برژینسکی مشاور اسبق امنیت ملی امریکا برای بدست گرفتن کنترل افغانستان در دوران جنگ هاي داخلي اين کشور طراحی کرده بود . حال القاعده به ادعای دولت امریکا به بزرگترین تهدید امنیتی براي واشنگتن ، غرب و حتی جهان تبدیل شده است . مي توان گفت دولتمردان امریکایی در ایجاد گروه های تروریستی که تحت عنوان اسلام عمل می کنند و امنيت امریکا را در داخل خاک اين کشور هدف قرار داده اند ، نقش کلیدی داشته است . درحقیقت سال ها تبلیغات سوء علیه اسلام ، تنها تلاش برای پنهان نگهداشتن رابطه ای است که تروریسم بین الملل با دولت امریکا داشته است و دارد. بنابراین تغییر اخیر در ادبیات رئیس جمهوری امریکا از متهم کردن اسلام و مسلمانان به احترام گذاشتن به این دین و پیروانش، نمی تواند در نگرش مسلمانان به امریکا تغییری ایجاد کند و آن ها همچنان واشنگتن را بزرگترين تروریست بین الملل می دانند .
از آنجایی كه روابط بین الملل شامل تحولات مهم سیاسی در جهان و بستر بسیاری از وقایع سیاسی و اجتماعی است؛ تأثیرات دو جانبه دین و روابط بین الملل و نقش دین در تأمین امنیت جهانی و توجه روز افزون جهان غرب مورد توجه قرار گرفته و استدلالهایی در زمینه ظهور مجدد دین در عرصه های سیاسی و اجتماعی بشر امروزی وجود دارد. از دیدگاه برخی از نویسندگان، برخلاف گمانه زنی ها و تصوراتی كه در جهان غرب حاكم است (مبنی بر اینكه جهان مدرن امروز به دلیل تبعیت از آموزه های لیبرال دموكراسی به سوی عرفی شدن پیش میرود و دین در حاشیه مانده است.) تحلیلهای برخی از دانشمندان برجسته غرب خلاف این امر را ثابت میكند. بنابراین برخی از نویسندگان برخلاف تعلق خاطری كه به غرب و مدرنیته دارند نمیتوانند از نقش بیبدیل دین در عرصه های سیاسی و اجتماعی چشم بپوشند و دین را پدیده ای فراگیر و جهانی تلقی كنند و نقش پررنگ آن را در رسیدن به صلح و آشتی جهانی در عرصه روابط بین الملل ترسیم نموده اند و برای دین جایگاه خاصی قائل شده اند. در مقاله اول تحت عنوان «اسلام و غرب، صدای گفتگوی مسلمانان» تلاش شده است اندیشه های سه سیاستمدار مسلمان جهان اسلام یعنی سید محمد خاتمی، عبدالرحمن وحید و انور ابراهیم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و تأثیر اندیشه های آنان در عرصه سیاست بین المللی و روابط بین الملل بررسی گردد. بحث دوم با عنوان «به سوی الهیات سیاسی بین الملل» به این موضوع پرداخته شده است كه دانشمندان روابط بین الملل از جایگاه دین در رشته روابط بین الملل غفلت كرده اند و از این رو همانند میان رشته اقتصاد سیاسی بین الملل باید رشته ای بنام الهیات سیاسی بین الملل در رشته روابط بین الملل گنجانده شود تا نقش معنادار دین در عرصه های سیاسی برجسته شود. «احیای معنویت جهانی» عنوان بحث سوم است كه در آن به بیداری معنویت جهانی و احیاگری دینی و الگوگیری از معنویت جهانی با تأكید بر الگوی اسلامی اشاره شده است و نگارنده به مسیحیت غربی پیشنهاد میكند در تلاش با جهان اسلام تعامل کنند و در زمینه ارزشهای معنوی دینی به درك مشترك برسند. در مقاله چهارم تحت عنوان «دین در حوزه عمومی» به رسمیت شناختن ارزشهای دینی در جامعه سكولار و همزیستی صلح آمیز دینداران و سكولارها در یك جامعه لیبرالیستی و توجه دانشمندان روابط بین الملل و علوم اجتماعی مورد تأكید قرار گرفته است و نقش دین در حوزه عمومی و زندگی اجتماعی برجسته شده است. نقش دین در تأمین امنیت و فروكش كردن جنگها و كشمكشهای جهانی، نسبت بین آزادی و دموكراسی در جهان عرب، منازعات دینی محلی به مثابه موضوعات بین المللی، پدیده های دینی فراملی و نسبت بین دولت، فرد و حقوق بشر عناوین مقالات بعدی ارائه شده است كه در این مقالات نیز بر نقش دین در عرصه های بین المللی تأكید شده است.
1. هابرماس، یورگن و دیگران. قهرمان پور بناب، عسگر." دین و روابط بین الملل". چاپ اول.1388. پروهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و دانشگاه امام صادق (ع).
2. www.zambur.ir
3.www.aftab.ir
4.http://dari.irib.ir
صهیونیسم و راهکار مبارزه با آن
مساله ی بازگشت یهودیان به فلسطین و تاسیس جامعه و حکومت اسراییل در اصل نه صهیونیستی بود نه یهودی،بلکه از سوی کشورهای استعمارگراروپابه خاطر منافع و ایجاد پایگاهی در منطقه مطرح می شود،اندیشه ی تاسیس دولتی برای قوم یهود سابقه ی استعماری دارد و به زمان ناپلون بناپارت باز می گردد.بطور کل صهیونیست اسراییل در جایی که استقرار یافته فاقد هرگونه مشروعیت تاریخی ،حقوقی،اخلاقی ست. در میان متفکران یهودی دوگونه اندیشه را می توان مشاهده کرد:
برخی از آنها روحیه ی مذهبی داشتند و بیشتر جنبه ی عرفان یهود را مطرح می کردند و بزرگترین آرزویشان قیام یهودیت بود.
برخی دیگر روحیه ی سیاسی داشتند که با اندیشه ی هرتزل(یهودی مجارستانی)در کتاب"دولت یهود"زاده شد.
در بعد صهیونیسم مذهبی،ادامه ی حیات صهیونیسم اسراییل بزرگترین خطر معنوی را برای افکار عرب و مسلمانان به همراه دارد ،خطرناکترین ضربه ی که به ملتها وارد می شود ازدست دادن روح اتکا به نفس ویاس از اینکه حق مغصوب خویش را بتوانند از یک جمعیت ناچیز یاغی سرکش(اسراییل)بگیرند می باشد،علاوه اگر اسراییل در اینجا بماند منشا پخش افکارو اخلاقیات.و اصولی بر ضد اخلاق وآداب و رسوم و اصول اعراب و مسلمانان و روح تعلیمات عالی اسلامی خواهد بود.
صهیون در زبان عبری،به معنای پر آفتاب و نیز نام کوهی در جنوب غربی بیت المقدس است.کوه صهیون زادگاه و آرامگاه داود پیامبر(ع)و جایگاه سلیمان (ع)بود.در متون دینی یهود ،صهیون به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داود(ع)وسلیمان(ع)و تجدیددولت یهود اشاره دارد .صهیونیسم به جنبشی گفته می شود که خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشکیل دولت یهود است صهیونیسم مانند شوونیسم(ناسیونالیسم افراطی)است که به خوار شمردن ملتها و نژادهای دیگر و با غلو در برتری خود ،در پی دستیابی به قدرت سیاسی است.این جنبش در نیمه ی نخست قرن سیزدهم ش./نیمه ی دوم قرن نوزدهم م.در اروپا پا به عرصه ی حیات گذاشت ،ولی واژه ی صهیونیسم نخستین بار از سوی"هرتصل"به کار رفت.البته واژه صهیونیسم در جهان عرب و کشورهای جهان سوم به معنای استعمارگری مبتنی بر شهرک سازی واشغالگری است که با حمایت غرب در فلسطین انجام گرفته است و نزد آن ها بار دینی در بر ندارد.
تاریخ یهود نشان داده است که هر گاه آن ها متمرکز شده اند ،به آزار همسایگان خود پرداخته اند . نمونه امروزی که در پنجاه سال اخیر شاهد آن بوده ایم ،این که این ها توانایی ارائه ی سیستمی برای همزیستی را ندارند و دارای اندیشه های تجاوزکارانه هستند ،زیرا با توجه به مندرجات تورات ،تصور می کنند که جهان به آنها بخشیده شده است وآن ها خود را مجاز می دانند تا به هر وسیله ی به اهداف خود دست یابند.
گوشه ی از تعالیم تلمود
در تلمود-که شرح تورات یا "عهد قدیم "است و مهمترین کتاب "آداب وتعالیم"یهود به شمار می رود –آمده است :
"1.امتیاز ارواح یهود از غیر یهود به این است که ارواح یهود جزئی از خداست،ارواح یهود پیش خدا نسبت
به ارواح دیگران عزیز است ،زیرا ارواح غیر یهود ارواح شیطانی و شبیه ارواح حیوانات است .نطفه ی
غیر یهودی مانند نطفه دیگر حیوانات است.
2.بر فرد یهودی لازم است تمام کوشش خود را مصروف جلوگیری از حیات و پیشرفت دیگر ملتها نمایند تا
قدرت مطلقه ی تنها برای آنها باشد ...پیش از آن که یهود بر همه ی ملت ها پیروز شود ،لازم است جنگ
به حالت خود باقی باشد.
3.یهودی پیش خدا از ملائکه بالاتر است.هرگاه غیر یهودی ،یهودی را بزند مثل این است که عزت الهی را
زده و مستحق مرگ خواهد بود .اگر یهودی آفریده نشده بود ،برکت از زمین می رفت و باران نمی بارید و
خورشید آفریده نمی شد.فرق میان انسان و حیوان مانند فرق میان یهودی و دیگر ملت ها است.
4.افراد صالح غیر یهودی رابکش و بر یهودی حرام است که غیر یهودی را از مرگ و یا چاهی که افتاده،
نجات بدهد،بلکه سزاوار است که جلوی آن را با سنگ بگیرد .
5.کشتن افراد مسیحی از اموری است که لازم است از ناحیه یهودیان عملی گردد .
6.خداوند به یهودیان اجازه داده است که فراورده های غیر یهودی را مالک شوند .
7.ما تنها ملت برگزیده خدا در روی زمین هستیم .و....
معبد بزرگ جایگزین بیت المقدس
براساس اعتقادات مکتب نو ظهور صهیونیسم مسیحی بعد از سال (2000م)و قبل از(2007م)یهودیان مقیم فلسطین اشغالی باید دو مسجد اقصا و صخره در بیت المقدس را منهدم و به جای آن دو ،معبد بزرگ را بنا کنند .
روزی که یهودیان مسجد اقصا و صخره را منهدم کنند جنگ نهایی آرماگدون به رهبری آمریکا و انگلیس آغاز خواهد شد .در این زمینه ،رهبران و نویسندگان پیرو مکتب صهیونیسم مسیحی ،کتابهای گوناگونی در ده سال گذشته به چاپ رسانده و نام آن ها را "کتابهای آرماگدون"(books Armageddon))گذاشته اند . عنوان های این کتاب ها ،در باره انهدام مساجد اقصاو صخره و احداث معبد بزرگ به جای آن دو مسجد است که برخی از آن کتابها عبارتند از :
1.جنگ برای بیت المقدس ،نوشته ی "جان هاکی"
2.معبد روزهای آخرالزمان .
3.معبد مسیح که می آید .نوشته ی "جان شمت "و"کارل لاتی".
نویسنده ی آمریکایی در سال 1977م.کتابی با عنوان "خیانت به بیت المقدس "را تالیف کرد که در آن ،هر نوع مذاکره صلح بافلسطینیان را خیانت به تعلیمات انجیل و خواسته های مسیح می داند و این مطلب را به خوانندگان القا می کند که مسیح با آغاز هزاره سوم و قبل از سال2007م. ظهورخواهد کرد و اسراییل بزرگ را از نیل تا فرات به وجودخواهد آورد.در تبلیغ این کتابها چنین آمده است برای تعجیل در ظهور مسیح ،مسیحیان باید کشور بابل را –که عراق کنونی است –نابود کنند و رودخانه فرات باید به طور کامل خشک گردد .گفتنی است که آن ها جنگ آرماگدون را همان جنگ فرات می دانند .
البته اکنون هدف از اشغال عراق از سوی آمریکاییها و همدستانش ،به ویژه انگلستان برای جهانیان کاملا مشخص شده است که اهداف صهیونیسم ،نابودی اسلام ،به ویژه تشیع است و در حال حاضر نیز برای پیاده کردن اهداف خود ،هر کاری انجام می دهند که نمونه بارز آن ،حادثه یازدهم سپتامبر است ،حادثه ی که خود امریکاییها آفریدند و به همان بهانه ئ واهی ،جهان اسلام را در افغانستان و عراق اشغال کردند .
یهود ستیزی
صهیونیستها مدعی اند که صهیونیسم ،پاسخی به یهود آزاری ست، به عقیده ی آنها ،دولتهاو ملتها به بیماری علاج ناپذیر یهود ستیزی دچار شده اند ،بنابراین یهودیان را در هر کجا باشند عنصر بیگانه به حساب می آورند و آنان را در آشکار و پنهان آزار می دهند . وایزمن در این باره می گوید:"ضدیت با یهود،میکروبی ست (که)هر غیر یهودی هر کجا ...باشدو هر چند که خود منکر باشد ،به آن آلوده است"به بیان دیگر ،آنان یهود ستیزی را بلای ازلی و ابدی می دانند که تنها در پناه یک دولت یهودی می توان از آن رهایی یافت .
صهیونیستها به نمونه های بسیاری از یهود آزاری در طول تاریخ اشاره می کنند که نقطه ی اوج آن در آلمان هیتلری به چشم می خورد . البته این ادعاهای صهیونیسم به هیچ وجه قابل اثبات نیست ،نخست آنکه برخی نمونه های تاریخی یهود آزاری مانند آن چه صهیونیستها درباره ی یهود سوزی در آلمان مطرح می کنند بیش از حد بزرگ شده است .صهیونیستها در این زمینه ،با سلطه ی که بر ابزارهای تبلیغی جهان و به کارگیری آن دارند ، به مظلوم نمایی پرداخته اند دوم آنکه برخی قصه های یهود آزاری ساخته و پرداخته ی یهودیان و صهیونیستها ست با این هدف که به روند مهاجرت یهودیان به فلسطین و تاسیس یک دولت یهودی شتاب بخشند .
شواهد دیگری بر نادرستی ادعاهای صهیونیسم در این باره وجود دارد از جمله:
1.مهاجرت و پراکندگی یهودیان اغلب به دلخواه آنان و با هدف اقتصادی به سوی پر رونق ترین سرزمین ها صورت گرفته است .
2.یهودیان همواره در پهنه ی گسترده از خاک امپراتوری عثمانی در صلح و آرامش می زیسته اند.
3.یهودیان در بریتانیا،فرانسه و آلمان قرون وسطی مورد آزار نبوده اند ،حتی پس از عصر نوزایی ،وضع اجتماعی آنان بهبود یافت .
4.رنج و دردی که میلیونها برده آفریقایی سیاه پوست در انتقال و اسکان اجباری به غرب متحمل شده اند ،بیش از رنج و دردی است که بر یهودیان وارد آمده است.جالب اینکه صاحبان برخی از کشتی های حامل بردگان سوداگران و بانکداران یهودی بوده اند.
دلایل بسیاری در تایید نقش قدرت های بزرگ استعماری به ویژه انگلیس در پدید آمدن صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس در دست است ،برای نمونه در1840 م .روزنامه تایمزلندن اعتراف کرد که پیشنهاد استقرار یهودیان در سرزمین فلسطین مورد حمایت پنج قدرت جهانی است .یهودیان تنها نامزد تشکیل دولتی حافظ منافع غرب در منطقه ی حساس و استراتژیک خاورمیانه بودند .ماکس نوردو از صهیونیستهای معروف معتقد بود:
"ما فرهنگ اروپایی را ... هم چنان حفظ خواهیم کرد ...ما به این فکر که باید آسیایی شویم می خندیم ."
نتیجه این که نیازهای فرهنگی،سیاسی،اقتصادی ونظامی غرب،به ویژه انگلیس سبب پدید آمدن جریان فکری صهیونیسم و اسکان یهودیان در فلسطین گردید جریانی که با غیر دینی(=سیاسی کردن)یهودیت،در پی تحقق و حفظ منافع استعماری در خاورمیانه بر آمد، در حالی که یهودیت دیندار ممکن بود برای غرب خطر آفرین باشد.
قوم برگزیده
تفسیر و نگرش خاص صهیونیستها از ایده ی قوم برگزیده به شکلهای ذیل در پدید آمدن صهیونیسم دخالت داشته است:
1.بر اساس متون دینی یهودی،یهود قوم برگزیده ی خداوند است زیرا خدا به بنی اسراییل وعده ی حکومت از نیل تا فرات را داده است . این آموزه ،تفسیر کلام خداوند به حضرت ابراهیم(ع) است که فرمود:
"به اخلاف تو این سرزمین،از رود مصر تا شط بزرگ(شط فرات)را اعطا می کنم."
2.یکی از دلایل دیگر یهودیان برای اثبات برگزیده بودن خویش ویژگیهایی است که به گمان آنها تنها در یهودیان وجود دارد.یهودیان گمان می کنند که شباهتی به ملل دیگر ندارند و نژادشان پاک ترین و خالصترین نژادهاست .
یهودیان مدعی اند که خداوند در کتابهای دینی به آنان وعده داده است که روزی فرزندان و بازماندگان قوم برگزیده و در همان حال پراکنده یهودرا از سراسر جهان را به دور کوه صهیون اورشلیم گرد می آورد و آنان را برای همیشه از آوارگی نجات می دهد و در فلسطین ساکن می کند.خداوند این وعده را از سوی یک منجی الاهی محقق می سازد ،بنابراین نتیجه می گیرند که بازگشت یهودیان به ارض موعود ، یک آرمان مذهبی و حاکی از علاقه آنان به فلسطین و نیز نمایانگر تلاش یهودیان در همسان سازی سرنوشت هم کیشان است .
یکی از زمینه هایی که در زایش صهیونیسم دخیل بوده "ملتی فرومایه بودن "است:اروپاییان به یهودیان با نگاهی منفی می نگریستند . از نظر آنان ،یهودیان موجوداتی پست ،ملتی فرو مایه،استثمارگران اصلی اقتصاد اروپا،ناتوانی در همسانی با دیگران،نژادی با زادو ولد فراوان و عناصری فقیر و انگل بودند و به عقیده بالفور ،آنان دشمنانی بودند که حضورشان در تمدن غرب به فلاکت آن می انجامد . ازاین رو دو ویژگی کاملا اساسی درادبیات صهیونیستی 1.حقیر شمردن غیر صهیونیستها2.گزافه گویی قهرمانانه در وصف صهیونیستها،در راه ارضای نیازهای حس حقیر بینی و توجیه آن است که در بیشترآثار ادبی صهیونیسم به چشم می خورد.بنابر این اروپاییان تحمل آنان را نداشتند و بر آن شدند تا یهودیان را از اروپا اخراج و در یک سرزمین خارجی مانند فلسطین ساکن کنند.در این صورت یهودیان فقیر و انگل با حراست از کانال استراتژیک سوئز به ابزار سودمند برای غرب( بخصوص انگلیس )مبدل می شدند.
اعلامیه ی بالفور
قبل از اعلامیه بالفور در سال1898در شهر بال سویس کنفرانس صهیونیستها به ریاست هرتصل تشکیل شد که دو پیامد مهم در پی داشت 1.تشکیل صندوقهایی در سراسر دنیا برای کمک به یهودیان از جمله "صندوق ملی یهود "که به منظور گرد آوری اموال لازم جهت خرید اراضی در فلسطین بود .
2.از پیامد مهمتر آن سازمان یافتن مهاجرت ها از سوی صهیونیستها با حمایت انگلستان بود . در فاصله زمانی سالهای 1882-1903محدود200تا300هزار یهودی به سرزمین فلسطین مهاجرت و در سال های1904-1914م. حدود 35تا40هزار یهودی دیگر به منطقه مهاجرت کردند . در پایان جنگ جهانی اول در حدود شصت هزار یهودی در فلسطین سکونت داشتند . جمعیت کل منطقه در این سال هفتصد هزار نفر بود .در 1939م.از جمعیت فلسطین که در حدود یک و نیم میلیون تخمین زده می شد ،605/429نفر یعنی 28درصد یهودی بودند .
در آخرین موج مهاجرت تا تشکیل دولت اسراییل یعنی در فاصله ی سالهای 1939تا1947م. تعداد 000/154مهاجر یهودی وارد فلسطین شدند .
صدور اعلامیه ی بالفور،که در تولد دولت یهودی-صهیونیستی اسراییل سهمی بسیارداشت،ناشی از اشتراک منافع صهیونیستها و انگلیسیها بود زیرااز یک سو انگلیس برای حفظ منافع خویش در کانال سوئز و مصر و به پاس قدر دانی از کمکهای مادی و معنوی یهودیان جهان به انگلیس و اهداف جنگی آن کشور در جنگ جهانی اول و در پاسخ به تلاشهای یهودیان آمریکا برای پیوستن آن کشور به انگلیس در جنگ بزرگ و به منظور کسب حمایت یهودیان روسیه برای جلوگیری از تسلیم شدن آن کشور به متحدین(کشورهای آلمان، عثمانی، ژاپن،اتریش و بلغارستان در جنگ جهانی اول) و نیز برای خنثی کردن توطئه ی آلمان در جلب و جذب پشتیبانی صهیونیسم و سرانجام برای قدر دانی از خدمات وایزمن در پیشبرد اهداف جنگی دولتهای متفق ،به حمایتی جدی از هدفها و خواسته های صهیونیستی پرداخت.
سرانجام لرد آرتور جیمز بالفور وزیر امور خارجه انگلیس در دولت دیوید لوید جرج نامه و اعلامیه ی خطاب به بارون ادموند جیمز روچیلد ثروتمند یهودی و سرپرست فدراسیون صهیونیسم در انگلیس صادر کرد.در بخشی از این اعلامیه آمده بود "دولت اعلا حضرت تاسیس یک موطن ملی برای مردم یهود در فلسطین را به دیده ی مساعد می نگرد و بهترین تلاشهای خود را برای تسهیل وصول به این هدف بکار می برد."
ارتباط صهیونیسم با فاشیسم
در ارتباط بین این دو مفترقات و مشترکات وجود دارد که فقط به مشترکات اشاره می شود
شاخه های مورد اشتراک عبارت است از:
نژاد پرستی، ،توسعه ی ارضی و توسل به ارعاب و ترور و ...
نژاد پرستی :به نقل از منابع دینی یهودی می خوانیم:
"چنین سخن می گوید پروردگار :آن پسرم که نخست تولد یافته است اسراییل است"(خروج22iv).اسراییلی ها برای یهود شناسی ازروش نازی ها استفاده می کنند یعنی دیوان خاخام ها افراد مورد تردید را مجبور می کنند شلوارشان را در اورند تا معاینات دقیقی در مورد یهودی بودن یا نبودن از آنان بعمل آید،چه مردهایی که پس از تحقیقات بدستور آنان ار گورستا ن یهودیان بدلیل یهود نبودن مادر یا مادر بزرگشان بیرون آورده شده اند .نژاد پرستی صهیونیستها ی حاکم بر اسراییل تا حد ی جدی و بدیهی است که سازمان ملل متحد که تا حد زیادی متاثر از ابرقدرتهای حامی اسراییل است،در سال1975در مجمع عمومی ،صهیونیسم را با نژاد پرستی برابر دانسته است .
توسعه ی ارضی:
مدعیان رهبران صهیونیستی نظیر موشه دایان وزیر دفاع سابق از توسعه طلبی ارضی آنها حکایت دارد:
"نوار غزه اسراییل است من فکر می کنم آن باید جز جدایی نا پذیر کشور باشد"
"چنانچه بن گورین نخستین نخست وزیر اسراییل می گوید:
" اسراییل باید مشتمل برکلیه ی سرزمینهایی شود که بین نیل تا شط فرات واقع است...و این امپراتوری
هم از راه مهاجمه بنا خواهد شد هم از راه سیاست".
توسل به ارعاب و ترور:تاکتیک های تروریستی که از سوی عوامل اسراییل در برخوردهای فلسطین-اسراییل به کار گرفته می شود نمونه بارزی می باشد .حیطه ی عمل تروریستی و ارعاب آمیز اسراییلی ها به مکان خاصی هم خلاصه نمی شودنظیر رویدادهای یازده سپتامبرو انفجارهای نیویورک و واشنگتن که ردو پای صهیونیست ها دیده می شود.
جنگ نزد یهود
هنگامی که بحث "جنگ در ادیان"، می شود هیچ جنگی در قساوت و شدت همانند"جنگ دردین یهود"نیست . یهود بر اساس شریعت خود در طول تاریخ ،به جنگ و خونریزیهای فراوانی می پرداخته اند و در این راه به اطفال و زنان نیز رحم نمی کرده وخود را "ملت برگزیده ی خدا"می دانند .قران کریم ،یهود و مشرکان را در یک ردیف قرار می دهد و آنان را دشمن ترین افراد نسبت به مسلمانان معرفی می نماید :
" به طور مسلم ،دشمن ترین مردم نسبت به مومنان را یهود و مشرکان خواهی یافت . و نزدیک ترین
دوستان به مومنان را کسانی می یابی که می گویند :ما نصارا هستیم این بدان روست که در میان آنها
،افرادی عالم و تارک دنیا هستند و ان ها(در برابر حق)تکبر نمی ورزند ."
البته قران کریم عده ای از یهودیان را می ستاید ،همان هایی که از غرور،خودپرستی و تکبر خودداری می کنند و همواره حقیقت را مد نظر دارند :
"آنها همه یکسان نیستند ،از اهل کتاب جمعیتی هستند که(به حق و ایمان)قیام می کنند و پیوسته در اوقات
شب ،آیات خدا را می خوانند در حالی که سجده می نمایند ،به خدا و روز واپسین ایمان می آورند ،امر به
معروف و نهی از منکر می کنند و در انجام کارهای نیک ،پیشی می گیرند و آن ها از صالحانند و آن چه
از اعمال نیک انجام می دهند ،هرگز کفران نخواهد شد (و پاداش شایسته آن را می بینند)و خدا از
پرهیزگاران آگاه است."
از جمله اعمال یهود در برابر اسلام می توان :
1.محاصره اقتصادی
2.فتنه انگیزی در میان مسلمانان
3.شبهه افکنی در میان مسلمانان
4.مبارزه یهود برای تغیر عقیده ی مسلمانان:خداوند در قران کریم می فرماید:
"بسیاری از اهل کتاب از روی حسد-که در وجود آنها ریشه دوانده –آرزو می کردند شما را پس از اسلام و
ایما ن ،به حال کفر بازگردانند ،با اینکه حق برای آنها کاملا روشن شده است .شما آن ها را عفو کنید و
گذشت نمایید تا خداوند ،خود(فرمان جهاد)بفرستد .خداوند به هر چیزی توانا است."
به موارد بالا می توان سه برنامه کلی صهیونیست ها در قبال مسلمانان را در امروز، اضافه کرد :
1.ایجاد جنگ میان اسلام و غرب.
2.جابجایی قدرت در درون دنیای اسلام.
3.ایجاد جنگ در میان جهان اسلام.
یهود به این قناعت نمی کردند که خود ایین اسلام را نپذیرند ،بلکه اسرار داشتند مومنان نیز از ایمانشان بازگردنند و انگیزه ی آن ها در این کار ،چیزی جز حسد نبود.
بنابراین دستور مزبور یک دستور مبارزاتی است که به مسلمانان داده شده تا در برابر فشار شدید دشمن در آن شرایط خاص ،از سلاح"عفو و گذشت"استفاده کنند و به ساختن خویشتن و جامعه ی اسلامی بپردازند و در انتظار فرمان خدا باشند.
مسلمانان حتی در آن زمان آن قدر قوت و قدرت داشتند که عفو گذشت نکنند و به مقابله با دشمنان بپردازند ،ولی برای اینکه دشمن –اگر قابل اصلاح است- اصلاح شود ،خداوند نخست دستور عفو و گذشت می دهد .به تعبیر دیگر در برابر دشمن ،هرگز نباید "خشونت"نخستین برنامه باشد ،بلکه اخلاق اسلامی ایجاب می کند که نخستین برنامه "عفو و گذشت"باشد ،اگر فایده نداشت ،آن گاه به خشونت متوسل شوند .
هالیوود و صهیونیسم
سیطره صهیونیسم بر رسانه های فراگیر جهان ،امروز دیگر امری انکار ناپذیر است .اهدافی را که "راشورون"،خاخام یهودی،در سال1869در سخنرانی خود در شهر "پراگ"مبنی بر االزام سیطره کامل یهود بر رسانه های جمعی اعلام کرده بود ،اکنون محقق شده است .راشورون معتقد بود که پس از طلا ،دستگاههای خبر رسانی به ویژه مطبوعات –که در آن زمان مهمترین ابزار اطلاع رسانی در دنیا محسوب می شد-دومین ابزار صهیونیست برای استیلا بر جهان است.
وابستگی بزرگترین رسانه های خبری دنیا ،همچون:خبرگزاری رویتر،آسوشیتد پرس ،یونایتد پرس،شبکه های A.B.C،N.B.C،C.B.Sو نشریات معتبری چون:نیویورک تایمز،واشنگتن پست،تایمز،دیلی اکسپرس و صد ها عنوان نشریه ی دیگربه لابی صهیونیستها ،حاصل همان تلاش های پیگیرانه ی قوم یهود است .نگاهی به اسامی بازیگران،کارگردانان ،تهیه کنندگان و سایر عواملی که در این فهرست جای گرفتند ،پرده از این واقعیت تلخ بر می دارد که اساسا سینماگران برای ایجاد تسریع در کسب مدارج ترقی در سینمای هالیوود ،چاره ای جز پناه بردن و تبعیت محض از سیستم فوق ندارند :بازیگرانی همچون بیلی کریستال،کرگ داگلاس،رابین ویلیامز ،ژان کلود ون دم (فرانکی)و... کارگردانانی همچون استیون اسپیلبرگ،وودی آلن،مل بروکس و... خوانندگانی همچون الویس پریسلی،مایکل جکسون و...را می توان نام برد.
اعتقاد به منجی الهی و رها ساختن آنها از تمامی رنج ها و بد بختی هایی که کشورهای قدرتمند و ستمگر بر آنان تحمیل کرده اند ،عامل مهمی در میان مسلمانان و به ویژه شیعیان است که همواره آنان را امیدوار به آینده و آماده برای مقابله با دشمنان نگاه داشته است . این آرمان سبب شده است تا صهیونیستهای قدرت طلب وافزون خواه برای نابودی آن که همواره خطری جدی برای دست یابی به اهداف شومشان محسوب می شود ،به راههای مختلف از جمله با استفاده از صنعت قدرت سینما به تخریب و لوث کردن آن بپردازند .ساخت فیلم معروف "نوستر آداموس"اثر "اورسن ولز"بازیگر وکارگردان مشهور آمریکایی در راستای این هدف صورت گرفت .سازنده اثر یاد شده با استناد به پیشگویی های نوستر آداموس "مهدویت"را به گونه ای به تصویر می کشد که ارمغانی جز تخریب ،دلهره و نابودی را برای دنیا با ارمغان نخواهد آورد ."چهار پر"محصول سال2001 آمریکا ،آخرین ساخته ای بود که با تخریب باور" مهدویت "به جنگ اعتقادات مذهبی مسلمانان رفتند .
خشن،بی فرهنگ،عقب مانده،خرافه پرست و بدوی نشان دادن اعراب و مسلمانان از دیگر ترفندهای این دشمن هزار چهره برای ارضای حس افزون طلبی اش است . ساخت فیلمهایی چون:جن گیر ،طالع نحس،لورنس عربستان و ...در پی القای این تفکر نحس گام برداشته است که مسلمانان انسانهای خرافی و عقب مانده ای هستند که باید از سوی کشورهای مترقی و فرهیخته ای همچون آمریکامورد حمایت قرار گیرند و در غیر این صورت ،چیزی جز فقر و فلاکت عایدشان نخواهد شد و این بدبختی ها نه تنها دامان خودشان ،بلکه موجبات دردسر برای کشور های مترقی را نیز ایجاد خواهد کرد .
نتیجه
بیش از یک قرن از شکل گیری اندیشه ی صهیونیسم و حدود نیم قرن از تاسیس یک دولت یهودی و تلاش ناسیونالیستی و کمونیستی عربی و فلسطینی برای نابودی آن میگذرد ،ولی به نظر می رسد حل مسئله ی فلسطین –در صورت تبدیل آن به یک مسئله ی اسلامی –امکان پذیر است .این ایده ناشی از آن است که سالها مبارزه ی کشورهای عرب و سازمانهای فلسطینی در پناه روسها راه به جایی نبرده است . با مرگ "جمال عبد الناصر "و فروپاشی شوروی سابق ،اندیشه ی ناسیونالیستی و کمونیستی کارآیی اندک خود را در مبارزه ئ ضد اسراییلی ازدست داده در حالی که اسلام توانایی خود را در براندازی حکومت 2500ساله ی شاهنشاهی ایران و تاسیس حکومت اسلامی به اثبات رساند .بنابراین جنبش فلسطینی برای خارج شدن از بن بست مبارزه ی بی فرجام خود ،اسلام را تنها ابزار کارآمد یافته است .به عقیده ی "شیخ محمد ابوطیر "از روحانیان برجسته ی انتفاضه ،تنها اسلام است که راهگشای آزادی فلسطین است .جهاد اسلامی فلسطین نیز بر این باور است که مسئله ی فلسطین ،مسئله ی اسلامی است نه مسئله ی ملی که تنها مربوط به فلسطینیان باشد یا مسئله ی عربی تنها به اعراب مربوط باشد .
نشانه های بسیاری از تغییر ماهیت جنبش فلسطینی در دست است که انتفاضه و شیوه و ویژگیهایش یکی از آنهاست.
وابسته نبودن انتفاضه به گروهای داخلی و کشورهای خارجی و جایگزینی یک روش همه جانبه ی سیاسی،نظامی و فرهنگی به جای روشهای صرفا مسلحانه یا مسالمت آمیز ،تبدیل مساجد به منابع الهام بخش روح اسلامی ،ثبات و پیوستگی مبارزان ،گرایش به شعارهای انقلاب اسلامی ایران ،افزایش زنان با حجاب در روند مبارزه ،گسترش شمار مساجد،توسعه ی حضور مردم در نماز جمعه و جماعات ،انتشار مجله های انقلابی چون"الطلیه الاسلامیه"و حمله مکرر به مشروب فروشی ها در دو دهه اخیر ،از نشانه های رویکرد جنبش فلسطین به اسلام است .
یکی از رهبران جهاد اسلامی دراین باره می گوید :
"انقلاب ایران بود که عصر جدیدی را پیش روی ما گذاشت و باعث شد که به مسئله ی فلسطین تنها از زاویه
خاص اسلام نگاه کنیم ."
از این رو آنان امام خمینی (ره)را رهبر خود و انقلاب اسلامی را یگانه وسیله برای نجات فلسطین می دانند."هانی الحسن"نخستین سفیر ساف(سازمان آزادی بخش فلسطین)در تهران در این باره گفته است :
"ما فرزندان یک انقلاب هستیم و رهبرمان یکی است و او امام خمینی(ره) است."
و یاسر عرفات دراین باره چنین می گوید:
"به نظر می رسد که سرنوشت ،چنین مقرر کرده که بیت المقدس به دست مردم غیر عرب {=ایرانیان}آزاد
شود."
امروز صهیونیسم جهانی ،در واقع اصلی ترین خطر برای صلح و امنیت جهانی است .همان گونه که "هنری فورد"صاحب بنیاد فورد در کتاب خود با عنوان "یهود ،یگانه مشکل جهان حدود نیم قرن پیش یهودیان را تنها مشکل جهان معاصر توصیف کرده بود .در نتیجه، آیا امکان صلح در فلسطین با وجود اسراییل نژاد پرست وجود دارد ،پاسخ منفی ست ،شالوده ی حکومت اسراییل بر دو پایه نژاد پرستی و آپارتاید و بحران و ستیزه جویی قرار دارد ،اگر این شالوده ها صدمه بخورد آن وقت حکومت اسراییل به پایان رسیده است .اسراییل با اعمالی نظیر تخلیه نکردن جولان و بیت المقدس ،شهرک سازی برای یهودیان تازه وارد شوروی و مسائل دیگر نشان می دهد خواستار تحقق کنفرانس صلح و مذاکره با فلسطینیها که از آن دم می زند نیست و همه ی این اعلام آمادگی ها یک مسئله ی تاکتیکی است تا خود را طرفدار صلح و سازمان آزادی بخش فلسطین را تروریست معرفی کند .استاد اکرم زعیتر یکی از بنیانگذاران حزب استقلال در فلسطین راه خلاصی فلسطین را موارد زیر بر می شمرد :
1.نباید مایوس شد 2.ایمان3.سلاح منفی به رسمیت نشناختن اسراییل 4.سلاح مثبت بدست آوردن قدرت و حفظ موجودیت و استرداد حقوق5.قدرت (ارتش قوی با سلاح مدرن و ایجاد روح مبارزه و جنگجویی در تمام ملل عرب)6.اتحاد(بهترین وسیله عرب برای رسیدن بهدف اتحاد است )7.اصلاحات، دوشادوش یک ارتش قوی ملت عرب باید یک نهضت اساسی برای اصلاح طرز تفکر و معالجه معایب خود در جمیع شئون اجتماع عرب بنماییم. .8.تجهیز عمومی نظامی،اقتصادی و فعالیتهای عمومی و همه جانبه با شرکت فرد فرد ملت عرب .
به موارد بالا موارد زیر را هم می توان اضافه کرد :
1.کمکهای مادی معنوی به ملت فلسطین از طرف تمام ملت های دنیا .
2.تحت تاثیر قرار نگرفتن ملت های مسلمان از فرهنگ های آمریکایی و اسراییلی .
3.ادامه دادن مبارزه طلبی تا یا شهادت یا رسیدن به سرزمین نیاکان خویش .
4.پرهیز از فعالیتهای افراطی(نظیر طالبان)که به نام اسلام ظهور می یابد .
5.تقویت روحیه مسلمانان جهان .
منابع
1.فصلنامه انتقادی،فکری و فرهنگی ،سال هشتم شماره سی و دو –انتشارات پژوهشگاه فرهنگو اندیشه ی اسلامی .پاییز 83
2.نژاد پرستی اسراییل و آمریکا،بهاالدین علم الهدی ،قم،زمستان 71
3.سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار ،اکرم زعیتر ترجمه اکبر هاشمی رفسنجانی ،قم،حکمت،56.
4.صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ،شبکه خبر( برنامه استحاله ) ،6/4/1388.
5. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ،شبکه خبر،برنامه استحاله(آرماگدون)،12/7/1388.
توهین به ادیان و امنیت بین الملل
رابطه ی دین(ومذهب)با سیاست مسئله ی است که از دیر باز مورد توجه فلاسفه و اندیشمندان بزرگی همچون سقراط و بعد از او کسانی مثل آگوستین قدیس و در عصر حاضر فکر کسانی چون هابرماس را به خود مشغول کرده است.مسئله ی توهین به ادیان علی الخصوص اسلام که در ابتدای پیدایش اسلام آنجایی که قران را بر سر نیزه زدند (بی حرمتی به کتب مقدس و برداشت به نفع خود از آن)وجود داشته است .
ما بارها بی حرمتی به دین مبین اسلام و شخصیتهای والای پیامبران و امامان معصوم خود را دیده ایم ،زمانی که سلمان رشدی مرتد توهین به پیامبر ما میکند و امام بزرگوارمان حکم اعدام وی را صادر می کنند،با مخالفتهایی از جانب غرب تحت عنوان آزادی اندیشه و بیان و دموکراسی و نظیر اینها روبرو میشویم ،می توانیم این توهین را شروع نسل جدید توهین به ادیان در غالب اسلام ستیزی با پشتوانه غربی بدانیم .که فیلم "فتنه"ساخته رهبر حزب آزادی هلند(pvv) (گرت ویلدرس)در همین قالب می گنجد.
تمدن غرب(!!!)و فرهنگ آمریکایی((Americazation برای به سیطره در آوردن کل جهان دست به هر کاری خواهد زد.
مسئله ی دین از بعد سیاست بین الملل و امنیت بین المللی در دنیای معاصر بسیار حائز اهمیت می باشد ،گر چه "کم توجهی"به آن جای خود را به آرامی به"توجه به آن"می دهد می توان گفت یک حقیقت انکار ناپذیر می باشد .امروزه توجه به دین در عرصه روابط بین الملل توسط خود اندیشمندان غربی پذیرفته شده است .(گرچه عده ای نقش دین را به دلیل عرفی شدن جهان مدرن به علت پیروی از اندیشه های لیبرال دموکراسی در حاشیه می بینند.)نقش دین در مسائل سیاسی،اجتماعی و تامین امنیت جهانی و وارد کردن معنویت در انسان امروز که از آن فاصله گرفته است مهم می باشد .
نگرش دینی(اسلام)به مسائل جهانی بسیاری از مشکلات دنیای امروز نظیر مسائل اخلاقی،اجتماعی،زیست محیطی ،جنگ،تضاد طبقاتی،تروریسم و... را حل می کند.توهین به ادیان و نقش آن در امنیت بین الملل مسئله ی پیچیده ایست که برای کالبد شکافی آن باید به مسائل بسیاری در تعامل و تقابل دولت ملت ها نگاه کرد،اگر نتوان به تفاهم و همکاری با این مسائل روی آورد می توان گفت جهان در آینده ای نه چندان دور به جنگ ایدئو لوژیکی بطور افراطی روی خواهد آورد. .توهین به ادیان از این حیث در امنیت بین الملل مهم است که می تواند جهان رابا گروههای مختلفی با ادیان و مذاهب مختلف در تقابل یکدیگر قراردهد،که با جنگ نرم شروع و در نهایت به جنگ سخت ختم خواهد شد .توجه به ادیان و امنیت بین الملل که تا حدودی تعریف نشده است ، هم می تواند جهان را با تاکید بر مسائل مشترک در بین ادیان و توسعه دادن آن به جهانی امن و پر از نگرشی ایده الیستی تبدیل کرد و هم می تواند با نگاه به مسائلی که در بین ادیان در تضادند(گرچه با مطالعه عمیق در همه ادیان و آنجا که در قران کریم حرفی از ادیان نیامده و دین واحد را مطرح می کند )بین کشور ها و ادیان به جنگ و خونریزی پرداخت .
در عصر حاضر با غالب بودن تمدن غرب که نگرشی سکولار دارد برای به مرکزیت در آوردن دین در روابط بین دولت ها مشکل بنظر می رسد و بر همین اساس است که ما شاهد بی حرمتی و بی احترامی به قران ،پیامبر و امامان معصوم هستیم .حال چرا غرب در تقابل با اسلام قرار گرفته خود جای بحث بسیار طولانی را دارد.
احیا معنویت جهانی می تواند نقش دین رادر روابط بین الملل و در نهایت امنیت بین الملل حائز اهمیت سازد ،معنویت جهانیی که با پر فروغ شدن آن می توان با نگاهی دیگر به جهان،انسان،قدرت،دانش و... نگریست.نگاهی که جهان را برای استفاده از نعمتهایش ،انسان را با اشرف مخلوقات بودنش بشناسیم و نه جهان را به سلطه در آوردن برای رسیدن به اهداف دون و انسان را با برده کردن فکرو اندیشه هایش.
نتیجتا، مسئله توهین به ادیان و امنیت بین الملل را می توان در قالب کلی((دین ستیزی و واپس زدن دین در نظام بین الملل))دید که گرچه در طول تاریخ وجود داشته ولی در عصر امروز و مدرن(!)بدلیل این که معنویت تا حدودی از زندگی در دنیای امروز حذف شده می تواند بسیار خطرناکتراز آن باشد که تصورش را کرد .کنار گذاشتن دین و مذهب از زندگی اجتماعی و بین المللی و دیدگاهی صرفا عقلانی و پست مدرنیستی برای اداره جهان از جمله عواقبی که به همراه دارد می توان موارد زیر را نام برد:
1.بوجود آمدن دیدگاهی دکارتی در بین انسانها
2.نسبی گرای مطلق برای مفاهیمی نظیر سعادت،معنویت،انسانیت و...
3.ایجاد تعارض در اصول و اندیشه های ادیان.
· نوع تعامل و در نهایت تطابق با جهانی شدن بدون تردید مهمترین چالش کشورهای در حال توسعه در نظام بین الملل فعلی است.این پدیده ی پیچیده که در دو دهه ی گذشته تمامی حوضه های اقتصادی،تجاری مالی صنعتی وفن آوری را تحت شعاع خود قرار داده است هم اکنون مقتضیات و مناسبات جدیدی در عرصه های اجتماعی ،فرهنگی وحتی سیاسی نیز به همراه آورده است .جمهوری اسلامی ایران نیز به دلایل متعدد فرهنگی و تاریخی به پیچیدگیهای فراوانی در درجه ی مواجهه یا میزان انطباق با جهانی شدن روبه روست حساسیت دینی و ملی نسبت به تعامل نا معقول و حساب ناشده با محیط بین المللی در گذشته ی تاریخ کشور ما زمینه ساز احتیاط و حتی نوعی بد بینی در ارتباطات بین المللی شده است .در تحقیق حاضر که از کتاب ایران و جهانی شدن(چالشها و روشها) اثر دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه ومحقق در مرکز تحقیقات استراتژیک خاورمیانه به انجام رسیده امیدوارم مورد توجه اندیشمندان و روشنفکران جامعه ی مابرای درک بهتر پدیده ی جهانی شدن قرار گیرد.
· گزیده هایی از این کتاب رابا اندکی تلخیص در اینجا می آورم.
· جمهوری اسلامی ایران نتیجه ی تاریخی مبارزات سیاسی ایرانیان برای قطع وابستگیها و تامین استقلال سیاسی و حاکمیت ملی است .با توجه به اینکه مدیریت انقلاب اسلامی توسط جامعه ی روحانیت صورت پذیرفت گرایشهای آن بطور طبیعی مذهبی و بر اساس اندیشه ی اسلامی شکل گرفت .روحانیت و مذهبیون در نهایت بر جریانهای دیگر فایق آمدند ولی این جریانها به اپوزیسیون در داخل و خارج تبدیل شدند که کشور ما در طول حیات خود در هیچ مقطعی از مخالفت این جریانها رها نشد. در کنار این ایدیو لوژی انقلاب اسلامی به گونه ی بود که با آمریکا ،غرب ،اسراییل ،حکومتهای دست نشانده ی عرب و عموم دولتهایی که گرایشهای غربی داشتند تقابل پیدا کرد .که بطور کل دو بلوک شرق و غرب دوران جنگ سرد مستقیم ،غیر مستقیم در مقابل موضع گرفتند.نتیجه ی مهم این تقابل دغدغه ی دایم جمهوری اسلامی در حل و فصل بحران بوده که مهمترین نتیجه ی آن جنگ هشت ساله با رزیم بعث بوده است. با رجوع به قانون اساسی می بینیم که جهت گیری بین المللی و سیاست خارجی کشور ریشه در قانون اساسی دارد .اصول 152الی154در ارتباط با سیاست خارجی است.
· اولویت داشتن مبارزه با قدرتهای بزرگ ،بر اندازی حکومت وابسته در خاورمیانه ،آزادی فلسطین ،حمایت از شیعیان و مبارزه با مخالفین داخلی ،رشد و توسعه ی اقتصادی را در حد رفع نیازهای عمومی از طریق فروش نفت تقلیل داده است .نسلهای مدیر در ایران فعلی وظیفه ی مهم تاریخی خود که استقلال سیاسی نسبی بود را انجام داده اند و منزلت آنها در سیر خطی تحولات تاریخی ایران باید حفظ شود اما تداوم استقلال سیاسی ،محتاج ثروت ملی و سامان داخلی است و شاید از این زاویه است که انتظار میرود نگاه مدیران به درون و جهان با روند سریع تحولات تغیر کند . هم اکنون سازمان تجارت جهانی146عضو دارد که بیش از 97درصد تجارت جهانی رادر اختیار دارد به رغم در خواست ایران برای مذاکرات اولیه از سال 1375،مخالفتهای جدی به دلیل تمایلات سیاست خارجی و امنیتی ایران موجب تعویق این مذاکرات شده است .اما تحقق این اهداف نیازمند جهت گیریهای جدید سیاسی و سیاسی خارجی در کشور است .خوش بینانه ترین امار تعداد بیکاران کشور را حدود سه میلیون نفر تخمین می زند که پیش بینی می شود تا سال 1390 به پنج میلیون نفر میرسد ،درآمد فعلی ایران با سال 1350مساوی است در سال 1356،تجارت ایران حدود 3درصد تجارت بین المللی بود و هم اکنون به 2دهم درصد رسیده است و با روند فعلی در ده سال آینده به کمتر از یک دهم درصد خواهد رسید. حدود 80درصد منابع بودجه از محل صادرات نفت است و رقم سرمایه گذاری مستقیم خارجی حدود 500میلیون دلار می باشد که ما از آمارهای دیگر میگذریم در نهایت به نتیجه گیری این کتاب باذکر مسایل مهم بسنده میکنیم .
· نتیجه گیری:
· جهانی شدن فرایندی است که با عزم و انرژی غربی و متحدان آسیایی آن پیش خواهد رفت کشورهایی مثل کشور ما دو راه بیشتر ندارند :الف-به این فرایند با پیامدهای مثبت و منفی ان بپیوندند ب-در جریانهای سیاسی داخلی و بین المللی به صورت مبهمی با آن تعامل عمدتامنفی داشته باشند و موضوع عضویت را به تاخیر اندازند .پیوستن به ابن جریان جهانی یک تصمیم سیاسی است زیرا که رجال سیاسی و حاکمیت کشور باید آمادگی این را داشته باشند که متاسفانه رجال کشور ما به مسایلی نظیر ایتلاف سازی و اجماع سازی فکر در محیط بین المللی عادت ندارند. واقعیت این است که اگر جمهوری اسلامی بخواهد اسلامی رفتار کند مسلم است که نمیتواند با جهانی که بر مبنای سرمایه داری ،قدرت نظامی صرف و اتحادهای مبتنی بر قدرت است مناسبات راهبردی برقرار کند ،بنابر این اگر بر اساس عدالت خواهی که بخصوص در تفکر شیعی ملاک اصلی است رفتار شود با جهان مشکل پیدا خواهد کرد برخورد تقابلی ایران با مراکز قدرت و ثروت راه درستی است از منظر عدالت خواهی.
· تفکر اسلامی با سرمایه داری ،نظم موجود بین المللی و مناسبات قدرت در خاورمیانه بسیار مشکل دارد . می توان گفت که همه ی نظامهای انقلابی به طور طبیعی با نظامهای موجود مشکل داشته و با آنها مبارزه میکنند در برابر مسایل فوق موارد زیر نیز وجود دارد :
· -جمهوری اسلامی ایران با محیط بین المللی در صلح نیست که بتواند از امکانات ان بهره برداری کند .
· -تاریخ روابط ایران با غرب سرشار از بی اعتمادی است .
o پیشرفت عمومی ایران تابع اجماع سیاسی کانونهای قدرت در ایران است .
o پیشرفت عمومی ایران مستلزم فراگیر شدن اصل کار امدی است .
o جمهوری اسلامی ایران از اول انقلاب تا الان به صورت یک پدیده ی امنیتی باقی مانده است .
· -پیشرفت ایران بدون هماهنگی با قدرتهای بزرگ امکانپذیر نیست .
· -اگر ایران داخل خود را سامان ندهد ،ورودتدریجی خارجیها به کشور تکرار مجددنفوذ خارجی در ایران خواهد بود .
· -ماهیت نظام سیاسی ایران به شدت بومی است و رجال آن تجربه ی محدود جهانی دارند .
· در بعدی دیگر میتوان ویژگیهای نسل جوان که قشر عظیمی از جمعیت ما را تشکیل میدهد را چنین بر شمرد:
· -غیر فلسفی بودن.
· -علاقه به زندگی غیر سیاسی.
· -تمایل به تعامل و یادگیری از دیگر ملتها.
· -علاقه مند به نمادهای هنری و فرهنگی ایرانی بودن .
· -علاقه مند به ابعاد اخلاقی و عرفانی دین .
· -توجه به ابعاد زیباشناسانه ی زندگی و
· -تفکر کاربردی و واقع بینانه در زندگی.
· در نهایت چالش بزرگ ایرانیان ،اجماع سازی در داخل است .